تبليغاتX
every thing from every place

قالب پرشین بلاگ


every thing from every place
همه چیز از همه جا
سلام. موبایل مجانی می خواید؟ هیچ کلکی در کار نیست و همش واقعی

اول باید برید به این آدرس.

http://www.xpango.com?ref=92666897

حالا ثبت نام کنید. البته همه چی رو به انگلیسی وارد کنید.

برای ثبت نام ، بالای صفحه بر روی Register کلیک کنید. 

یه صفحه ای باز میشه.

در قسمت First name نام خود را بنويسيد .
در قسمت Last name نام خانوادگي خود را بنويسيد .
در قسمت Email آدرس ايميل خود را بنويسيد .
در قسمت Password براي خود يك پاسورد ايجاد كنيد البته تعداد حروف براي انتخاب پاسورد بيشتر از 6 حرف باشد .
در قسمت confirm password پاسورد انتخاب شده را دوباره بنويسيد .
در قسمت Adress 1 آدرس دقيق خانه ي خود را بنويسيد.

در قسمت Selected Gift هدیه ی حود را انتخاب کنید.

در قسمت town/cityنام شهر خود را بنويسيد .

در قسمت county/state نام استان خود را بنويسيد .

در قسمت Postcode / Zip کد پستی خانه ی خودتان رو بنویسید.

در قسمت country نام كشوري كه در ان زندگي مي كنيد را از ليست انتخاب كنيد .

در قسمت Terms & Conditions یه تیک بزنید.

اگر در قسمت Referral ID عددی نبود، عدد 92666897 رو بنویسید و اگه عددی بود باید 92666897 باشد.

حالا بر روی REGISTER NOW کلیک کنید. 


این سایت هدایای مجانی می ده.

این یه سایتیه که از شرکت های بزرگ گوشی مثل نوکیا و... پشتیبانی میکنه. و واس اونا تبلیغ می کنه. چون هزینه اش خلی کمتر از تبلیغات تو تلویزیون هست تو این سایت تبلیغ می کنه.

هر کلیک ما تو اون سایت واس اونا پول و تبلیغ داره. آخر سر هم یه هدیه میدن.


برای دادن آدرس کمکتون می کنم. 

کوچه : Alley. پلاک : no. واحد : unit . طبقه : floor . ساختمان : bldg . خیابان : st . خیابان بزرگ : ave . بلوار : blvd.
میدان : sq . چهارراه : cross . بعداز : after . قبل از : befor . جاده : rd . جنوبی : south . شمالی : nourth . غربی : west

در مكانهایی مثل كافی نت یا سایتهای كامپیوتری مدارس و دانشگاهها ثبت نام نکن، چون احتمال اینكه دو نفر از طریق یك كامپیوتر ثبت نام
كنن خیلی زیاده و عضویت هر دو نفر باطل میشه و دیگه نمیتونه ثبت نام کنه. آدرست رو دقیق وارد كن چون هدیت به اون آدرس ارسال میشه


وقتی ثبت نام کردید این سایت واستون ایمیل می فرسته. که لینک فعالسازی هست. دو تا لینک هست . یکی برای فعال سازی و دیگری برای حذف عضویت. شما باید اون لینکی که کوچیکتره رو بزنید.

خب حالا وارد سایت شوید. یه چنین چیزی می بینی :

Gift Selected :
Credits Needed :
Credits Gained So Far :
Referral ID :
Referral Link :

شما باید اون آدرسی رو که جلوی Referral link گذاشته به افراد دیگه بدید و زیرمجموعه بگیرید.

این افراد هم باید برن به اون آدرس لینک شما و همون طور که گفتم ثبت نام کنن. یعنی روی Register کلیک کنن و ...

قبل از اینکه این آدرس جلوی  Referral link رو به بقیه بدی در یکی از offer ها ثبت نام کن که پایین تر توضیح دادم. 

شما وقتی یه گوشی واس خودت انتخاب می کنی، طبق گوشی که انتخاب کردی باید زیر مجموعه بگیری و افراد دیگه رو دعوت کنی.

وقتی ثبت نام کردی، باید وارد سایت بشی. xpango.com/login

حالا وارد شوید. در آیکون های سمت راست روی  complete offers کلیک کنید. 

در سمت راست که چند تا ستاره گذاشته و جلوشون یه چیزی نوشته، یکی ستاره هارو بزنید.

حالا روی یکی از more info ها کلیک کنید.

روی complete offer کلیک کنید. حالا ثبت نام کنین و ایمیلی واستون میاد. برید تو ایمیل و خودتون رو فعال کنین. زیرمجموعه های شما هم باید اینطوری در offer فعال بشن.

تموم شد. موفق باشید.

  
[ چهارشنبه 17 اسفند1390 ] [ 8:37 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
توجّه                                                                                توجّه                     


من یه وبلاگ جدید راه انداخته ام که فقط فقط در مورد روستایم است.

آدرس وبلاگم:witting2.mihanblog.com  
[ دوشنبه 14 آذر1390 ] [ 9:56 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]


   


روزی مردمومنی در شب به عبادتگاه می رفت. در راه به شدت به زمین خورد، زخمی شد و لباس هایش خیلی کثیف شد، باعجله برگشت لباسش را عوض کرد و دوباره راهی عبادتگاه شد.  در حین راه در همان نقطه دوباره زمین خورد و بیشتر زخمی شد و لباس هایش کثیف شد. با عجله برگشت، لباس هایش را عوض کرد و راهی عبادتگاه شد.  

در حین راه به همان نقطه رسید. کسی را دید که فانوسی به دست دارد. به طرف او آمد و به او گفت من تورا دیدم که دوبار در این نقطه به زمین خوردی.

او را راهنمایی کرد و تا صومعه(عبادتگاه) همراهیش کرد.

وقتی به عبادتگاه رسیدند فرد مومن به فرد غریبه ای که راهنمایش کرد گفت بیا داخل عبادتگاه. اما با مخالفت وی مواجه شد. دوباره بیشتر از او خواست اما او هر بار مخالفت می کرد. دلیلش را پرسید.


ادامه ی داستان

در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب
[ شنبه 28 آبان1390 ] [ 6:30 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
عصمت از گناه یکی از صفات امامان است. عصمت از گناه یعنی اینکه این بزرگواران هرگز گناه نمی کنند.

اما این ممکنه که هرگز گناه نکنند؟ بله کاملا ممکنه.


  


پیامبر اکرم نیز این گونه بود. اما بقیه پیامبران گاهی گناهی می کردند. مثلا حضرت یوسف (ع) در مقابل پدرش تکبر کرد. حضرت یونس (ع) با قوم خود قهر کرد و از دستور خدا سرپیچی کرد و ...

 مهم تر از همه اینه که چطور امامان گناه نمی کنند؟ دلیل اون بینش بسیار عمیقی است که خدا به آنان داده است.

انسان های ساده نیز می توانند به چنین درجه ای برسند اما من منظورم این نیست که جزو معصومین باشند.

هیچ انسان ساده ای معصوم نیست فقط می توانند معصوم بودن را سرلوحه قرار دهند.

جالب اینجاست که معصومین در کنار اینکه گناه نمی کردن حتی فکر گناه را هم نمی کردند.

شنیدی می گن حتی فکرشم نکن؟ 

اما چطوری معصومین حتی فکر گناه را هم نمی کردند؟ من نمی دونم. یعنی هیچ کس نمی دونه. می تونم فقط اینو بگم که این یه هدیه الهی است به معصومین.

می خواید براتون یه داستان بگم؟ می دونم که دوست دارید؟ این داستانی که می خوام بگم واقعا خیلی جالبه و قشنگه و با حاله.

برای خوندن داستان به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب
[ جمعه 11 شهریور1390 ] [ 1:43 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
دروغ بدترین گناه. دروغ مادر تمام گناه ها.

دروغ مثل یه شعله می مونه که ذات راستی و پاکی آدم رو از بین می بره. 

دروغ باعث تباهی میشه. 

وقتی یک ماجرا برای انسان پیش می یاد که دوست نداره کسی از نزدیکانش بدونه به وی دروغ می گه. اما آیا پشتش رو هم فکر کرده؟ فکر کرده که با دروغ اول دروغ های بعدی هم پشتش هست؟

اما اگه از همون اول راستشو بگه سبک می شه، دیگه راحت می شه.

من خیلی وقته که فهمیدم راستشو بگی هیچ وقت دردسر نمی کشی اما دروغ بگی دردسر داره.

ترک دروغ به ناخودآگاه باعث ترک دیگر گناه ها هم می شود.


روزی کسانی نزد پیامبر گرامی اسلام(ص) آمدند. با خجالت فراوان گفتند یا رسول الله ما شراب می خوریم، دروغ می گیم، دزدی هم می کنیم. حالا کدام یک بدترین آنها هستند تا ما آنرا ترک کنیم.

پیامبر گفتند: دروغ را ترک کنید.  هر روز نزد من آیید و گزارش کارتان را بگویید.

آنها با خود می گفتند که باید به پیامبر راستش را بگوییم. اگر بگیم شراب خورده ایم که زشت است و ناراحت می شود اگر بگیم شراب نخوردیم که دروغ است، پس اصلا شراب نمی خوریم. 

باز می گفتند اگر بگیم دزدی کردیم که زشت است و ناراحت می شود همان بار اول به زور گفتیم که ما دزدی می کنیم. اگر هم بگیم دزدی نکردیم که دروغ است، پس اصلا دزدی نمی کنیم.

اینگونه شد که آنها با ترک دروغ شراب و دزدی را هم ترک کردند.

پس دروغ پایه دیگر گناهان است. دروغ بدترین گناهان است. 

شنیدی می گن دروغگو دشمن خداست؟



[ دوشنبه 3 مرداد1390 ] [ 1:44 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]

این مطلب را من از شبکه ی اطلاع رسانیی تلفن همراه ایران گرفته ام. آدرس اینترنتی: www.mob.ir



"سازمان جهانی بهداشت"(WHO) و "آژانس بین‌المللی تحقیقات سرطان"(IARC) طی گزارشی مشترک اعلام کردند که استفاده از تلفن‌همراه می‌تواند احتمال بروز سرطان‌های مغزی بدخیم را افزایش دهد.

به گزارش ایستنا، سازمان جهانی بهداشت با برگزاری یک کنفرانس مطبوعاتی گزارش مفصلی را در مورد فرکانس‌های رادیویی منتشر شده از دستگاه‌های الکترومغناطیسی موجود در اطراف انسان‌ها را منتشر کرد و بخشی از این فرکانس‌ها که از دستگاه‌های مختلف به‌خصوص تلفن‌های همراه منتشر می‌شوند را سرطان‌زا خواند.

در بیانیه این سازمان آمده است: «طی سال‌های گذشته هشدارهای فراوانی در مورد انتشار فرکانس‌های رادیویی از دستگاه‌های الکترومغناطیسی و به خطر افتادن سلامت افراد منتشر شده است که از جمله آن‌ها می‌توان به خطرات فراوان فرکانس‌های دستگاه‌ها و آنتن‌های مربوط به سیستم‌های ارتباطی بی‌سیم اشاره کرد. در کنار این جریان تعداد مشترکان تلفن‌همراه در سراسر جهان نیز افزایش یافته است و هم‌اکنون بیش از 5 میلیارد نفر در دنیا از تلفن‌همراه استفاده می‌کنند».

سازمان جهانی بهداشت برای بررسی خطر استفاده از تلفن‌همراه و احتمال بروز سرطان مغز گروهی را متشکل از 31 دانشمند تشکیل داد که این دانشمندان بررسی‌های خود را در 14 کشور دنیا بین روزهای 24 تا 31 مه 2011 انجام دادند. در پایان این بررسی دکتر "جاناتان سامِت"(Jonathan Samet) از دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که مدیریت این گروه تحقیقاتی را نیز برعهده داشت گفت: «بین استفاده طولانی مدت از تلفن‌همراه و احتمال ابتلا به سرطان مغز رابطه مستقیم وجود دارد و اگرچه تاکنون بررسی‌های فراوانی در این زمینه صورت گرفته است، اما ما هم‌اکنون با قاطعیت اعلام می‌کنیم که این ابزار الکترونیکی همراه می‌تواند احتمال بروز این بیماری را افزایش دهد».

این گروه تحقیقاتی دریافته است، افرادی که به صورت مرتب از تلفن‌همراه استفاده می‌کنند 40 درصد بیشتر از دیگر کاربران در معرض ابتلا به سرطان مغز قرار می‌گیرند.

[ سه شنبه 17 خرداد1390 ] [ 10:58 قبل از ظهر ] [ محمد جواد ]

کتاب آشنایی با نماز از آنجایی که از اسمش پیداست درمورد نماز بحث می کند. مشخصات کتاب: 

نام:   آشنایی با نماز 

مؤلف: محسن قرایتی 

ناشر: مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن 

چاپ: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی 

نوبت چاپ: چهارم _ پاییز 1385 

قیمت: 3500 ريال 

شابک: 6-14-5652-964 

برای آشنایی بیشتر می توانید به سایت www.Qaraati.net مراجعه کنید.


 


بخشی از مطالب این کتاب را بازگو می کنم.

 

                                                   قبولی نماز

 

نماز صحیح یک مرحله است و نماز مقبول، مرحله ای بالاتر می باشد. 

ملاک در ارزش نماز قبولی آن است. 

امام علی (ع) می فرمایند: 

پیش از انجام عمل، به قبولی آن عنایت و توجه داشته باشید.1


قبولی عبادت چه شرایطی دارد؟

ایمان

ولایت

تقوا

مراعات حقوق دیگران


ایمان: اولین شرط است. اگر کسی عمری هم عبادت خدا را کرده باشد اما اعتقاد و ایمان قلبی نداشته باشد عبادت وی مقبول نیست.

نتنها برای نماز و عبادات، بلکه درمورد هر کار نیک دیگر هم، ایمان شرط است.

ولایت: دومین شرط است. کارهای عبادی را خداوند از کسی می پذیرد که به خدا و پیامبر و پیشوایان معصوم، حالت پذیرش، اطاعت، مودّت و محبت داشته باشد و آنان را پیشوای خود بداند.

عبادت بی ولایت پذیرفته نیست.

اما صادق می فرمایند:

هرکس ولایت مارا نداشته باشد و رهبری ما را نپذیرد، خداوند، هیچ عملی را از او نمی پذیرد.2


دو مورد بعدی را در ادامه ی مطلب مطالعه کنید.


1. بحار الأنوار، ج71 ص173

2.اصول کافی، ج1 ص430



ادامه مطلب
[ جمعه 30 اردیبهشت1390 ] [ 10:21 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
دیروز مورخ 1390/1/30 معلم انشا یک موضوع انشا گفت:

شرح حال یکی از موارد را از زبان خود بنویسید:

1. پرنده ای در قفس

2. ملوانی تنها در جزیره

3. دانش آموزی که در جلسه ی امتحان هیچ نمی داند.

من _محمدجوادمحمدی_ گزینه ی  1 را انتخاب کردم و نوشتم. همه ی بچه ها انشایشان را خواندند و نوبت به من رسید همین که خط اول را خواندم زنگ خورد.

بنابراین آمد تا انشایم را در وبلاگم بگذارم شاید کسی درک کند احساس پرنده ای در قفس را.


انشای من چنین بود:

به نام خدا

روزی از شاخه ای به شاخه ی دیگر می پریدم. شاد و خرسند و با هم نوعان در حال بازی بودم. ناگاه تیری وحشی و سرکش بر بال من نشست و از درخت پایین افتادم.

وقتی بهوش آمدم دیدم در قفس تنگ و سرد با بال بسته گرفتارم.

دوستانم را صدا زدم اما گویی آنان نبودند. داد و فریاد می زدم اما تلاشی بی ثمر بود. سعی می کردم خود را از لابلای لوله های قفس بیرون ببرم اما تلاشی بیهوده بود.

تنها بودم و تشنه. چیزی کاسه مانند در قفس بود اما خالی. 

از فراق همچون ابری باران می گریستم.

روزها فکر می کردم که چرا شکارچی مرا گرفته! چرا مرا از دوستانم جدا کرده! چرا!چرا!چرا!چرا!!!!!!!!!!!!!!!!!

روزی هم نوعان خود را دیدم. گویی برای ملاقاتم آمده اند. اما نه. آنان در شیشه ای بودند که قاب دور آن را گرفته. صاحبم آمد دکمه ای زد و آن شیشه را سیاهی گرفت. آنان را صدا زدم اما جوابم ندادند. آنان رفتند و من دل سرد و دل تنگ گریستم.  دیدم از قفس آب می چکد، گویی به حال من می گرید.

خود را به قفس می کوبیدم تا شاید بشکند. اما قفس از انسان ها دستور گرفته بود که سخت و محکم یاشد.

نمی دانستم که چرا شکارچی مرا گرفته. در دلم آنقدر او را نفرین کردم که خوابم برد.

وقتی از خواب بلند شدم دیدم در ماشین مرا می برند. به کجا؟ نمی دانستم.

مرا به شخصی فروختند. او به من آب و دانه داد اما من نخوردم. مرا در قفسی بزرگتر انداخت اما محبتش را نپذیرفتم. من آواز نمی خواندم به همین دلیل صاحب دیگر نه برایم آب و غذا می آورد و نه به من سر می زد.

خود را به قفس می کوبیدم تا شاید قفس بشکند.اما...

آنقدر خود را به قفس کوبیدم که...

من بلبلی خوش صدا و زیبا بودم. اما در فراق ماندم. در فراق گیریستم. در فراق نیز مردم.

شاید سرنوشتم بود. شاید...


لحظه ای بیاییم خود را جای پرنده ای در قفس بگذاریم ببینیم چه حالی دارد.


به ادامه ی مطلب بروید. پشیمان نمی شوید.


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 31 فروردین1390 ] [ 10:38 قبل از ظهر ] [ محمد جواد ]

بهترین بندگان خدا

امام رضا (ع) می فرمایند: بهترین بندگان خدا 5 ویژگی دارند.

1. وقتی کار نیکی انجام می دهند شاداند و خرسند

2. وقتی کار ناشایستی و گناهی انجام می دهند نگرانند و استغفار می کنند

3. وقتی که به آنان [از جانب خدا] چیزی داده شود[چه بد و چه خوب] شکرگزارند

4. وقتی گرفتار بلا می شوند صبوری زیادی دارند

5. وقتی خشمگین می شوند عفو و کظم غیظ* می کنند


*= کظم غیظ  یعنی فرو خوردن خشم



دوری شیطان از ما

اگر می خواهید شرّ شیطان به شما نرسد، اگر می خواهید که مکر شیطان بر شما اثری نداشته باشد، اگر می خواهید که شیطان از شما دور شود و اگر می خواهید به سعادت و رستگاری برسید هر روز صبح که بیدار می شوید پیش از اینکه حتی بلند شوید بگویید :أعوذ بالله من شرّ الشّیطان الرّجیم.


درمان درد خطرناک حسادت

اگر در وجودتان حسادتی احساس می کنید برای درمان آن اقدام کنید:

1. سوره ی فلق بخوانید

2. بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید

3. بگویید ماشاءالله

4. بگویید لا حول و لا قوّة الاّ بالله العلی العظیم

5. به آنچه نزد دیگران است طمع نداشته باشید [برای این اصلا به دارایی دیگران دقت نکنید و بی توجه باشید.]

[ دوشنبه 23 اسفند1389 ] [ 9:26 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
این را بگویم که من نمی دانم این روایت از چه کسی است من فقط یک کتابچه ی قرآن دارم که پشتش این رو نوشته.

سفارش امام زمام زمان(عج) به آیت الله العظمی:

خواندن سوره ی یس(یاسین) بعد از نماز صبح، سوره ی نبأ بعد از نماز ظهر، سوره ی عصر بعد از نماز عصر، سوره ی واقعه بعد از نماز مغرب، سوره ی ملک بعد از نماز عشاء.


به نظر من باید این چیز را در تمام مسجدها گسترش داد. صددرصد هم ثواب بالاتری دارد.

[ جمعه 13 اسفند1389 ] [ 7:58 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
دین چیست؟ اینهمه می گن دین اصلا به چی می گن دین؟

دین به یک سلسله اعتقادات قلبی می گویند. خداوند مهربان و یکتا راه و رسم زندگی و همین اعتقادات قلبی را به پیامبر الهام کرده تا به مردم ابلاغ کند و همیشه پیامبر گفته که دینی جز دین اسلام کامل نیست.

دین دو بخش دارد. اصول دین و فروع دین.

اصول دین پنج تا است:

1. توحید. به معنای ایمان به خدا(الله) و یگانگی او

2. معاد.  به معنای ایمان به روز قیامت. همه ی انسان ها برای باز خواست نزد خدای قاهر حاضر می شوند و اعمال خود را می بینند.

3. نبوت. به معنای ایمان به پیامبران که اولین حضرت آدم و آخرین حضرت محمد(ص)

4. امامت. به معنای ایمان به امامان معصوم که بعد از حضرت محمد منصوب شده اند

5. عدل. به معنای این است که تمام افعال خداوند از سر شایستگی و عدل و عدالت است و به هیچ کس ستم نمی کند.

فروع دین ده تا است:

1. نماز

2. روزه

3. حج

4. جهاد

5. زکات

6. خمس

7. امر به معروف

8. نهی از منکر

9. تولی*

10. تبری**


*= تولی به معنای این است که دوستان پیامبران و امامان را دوست خود بداریم و با آنها همنشینی کنیم.

**= تبری به معنای این است که دشمنان پیامبران و امامان را دشمن بداریم و با آنها دشمنی کنیم.

[ دوشنبه 2 اسفند1389 ] [ 1:45 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
نماز یکی از واجبات است که پیامبران و امامان بسیار بر آن امر کرده اند. انسانی که نماز نمی خواند یعنی خود و خدای خود را نمی شناسد. نماز یک تشکر است، تشکر از خدا بابت تمام چیزها. شاید بگویید او که اینهمه نمازخوان است چرا اینهمه بدبختی می کشد؟ نمازی که برای خدا می خواند پس چرا خدا کاری برایش نمی کند.

نه نه هرگز. این اشتباه بزرگی است انسان نماز را برای خود می خواند شاید او بدبختی بکشد اما در آن دنیا به سعادت و خوشبختی خواهد  رسید. نماز کلید بهشت است. البته کنار نماز نیز انسان باید بقیه واجبات و مستحبات را انجام دهد و سعی کند خود را به گناه نیالودد.

نماز پنج رکن اصلی دارد. پس ارکان نماز:

1. نیت

2. تکبیرة الاحرام

3. قیام در زمان گفتن تکبیرة الاحرام(قیام متصل به رکوع)

4. رکوع

5. سجود

   

نماز واجباتی دارد. پس واجبات نماز:

1. نیت

2. قیام

3. تکبیرة الاحرام( الله اکبر)

4. قرایت

5. رکوع

6. سجود

7. ذکر رکوع و سجود

8. تشهد

9. سلام

10. ترتیب*

11. موالات**


*= ترتیب به معنای این است که تمام اجزای نماز و وضو را به ترتیب انجام دهیم . مثلا بعد از رکوع حتما باید قیام کرد بعد بازهم حتما باید رفت سجده و...

**= موالات به معنای این است که تمام اجزای نماز و وضو را با فاصله انجام ندهیم. مثلا وقتی وضو می گیری دستها را شستی بروی و یک دقیقه ی بعد بیایی صورت را بشویی که این کار اشتباه است و رعایت موالات نشده است.


 یک سری نماز است که واجب هستند. پس نماز های واجب:

1. نماز یومیه(همین نماز های روزانه که پنج تا هستند  سرهم 17 رکعت اند)

2. نماز طواف واجب خانه ی خدا

3. نماز آیات(وقتی نشانه هایی از عظمت و قدرت خدا می آید مثل کسوف، خسوف و... که باعث ترس می شود نماز آیات واجب است که دو رکعت دارد)

4.نماز میت

5. نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگتر واجب است( اگر پدر یا مادر نماز واجبی را نخوانند بر پسر بزرگتر واجب می شود که قضای نماز آنان را بخواند)

6. نمازی که به واسطه ی نذر و قسم و عهد واجب شده( نماز نافله)



همچنین بگوییم که پیامبر هر گاه قصد به جای آوردن نمازی می کردند مسواک می زدند.


یک نماز با مسواک بهتر و پر ثواب تر از هفتاد نماز بدون مسواک است.   پیامبر(ص)

[ دوشنبه 2 اسفند1389 ] [ 9:57 قبل از ظهر ] [ محمد جواد ]


اللهم صل علی محمدو آل محمد

روزی یک مرد ماهی خرید. برد خانه و به همسرش برای پخت داد. همسرش هر چه آن را بر روی آتش گذاشت ماهی نمی پخت. آنها ماهی را بردند نزد پیامبر و علت را خواستار شدند.

_ یا رسول الله چرا ما هرچه این ماهی را روی آتش نهادیم نمی پخت؟

پیامبر از ماهی علت را پرسید. به اذن خدا ماهی به حرف درآمد.

_ درود بر پیامبر خدا و خاندان پاک و مطهرش. این آتش به خاطر و درود شما و خاندانتان بر من بی اثر است.
یا رسول الله من امروز در دریا بودم  که کشتی کنار من ایستاد. در آن کشتی شخصی گفت:                 اللهم صل علی محمد وآل محمد
من از این جمله خوشم آمد و آنرا بارها گفتم. ناگهان از جانب خدا بر من  نازل شد که ای ماهی آتش بر تو حرام گردیده.


[ یکشنبه 1 اسفند1389 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]




اللهم صل علی محمدو آل محمد

روزی پیامبر(ص) با حضرت علی(ع) در نخلستانی نشسته بودند. 

زنبوری آمد و به دور پیامبر چرخید. پیامبر از امام علی پرسیدند:

_ ای علی آیا می دانی این زنبور چه می گوید؟

_ یا رسول الله، خیر.

_ او می گوید ما عسلی درست کرده ایم و در فلان جا گذاشته ایم به علی بگو برود و آن را بیاورد و شما میل کنید.

حضرت علی (ع) رفتند و آن عسل را آوردند.

حضرت محمد(ص) از زنبور پرسیدند:

_ شما با اینکه از شکوفه ای تلخ عسل درست می کنید آنوقت چرا این عسل اینهمه شیرین است؟

_ یا رسول الله این عسل به خاطر شماو صلوات بر شما و خاندانتان شیرین است. ما هر گاه گرده ی گل را بر می داریم و عسل را درست می کنیم بر ما نازل می شود که سه مرتبه بر شما و خاندانتان درود و صلوات فرستیم. 

[ یکشنبه 1 اسفند1389 ] [ 9:23 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
به نطر شما یک انسان می تواند عادت خود را ترک کند؟ آیا این جمله را قبول دارید؟ ترک عادت موجب مرض است.

خواهشن بگویید در نظرات که آیا قبول دارید یا نه و دلیل را ذکر کنید.


این قصه از کتاب زیبای کلیله و دمنه گرفته شده


خیاط پارچه دزد.


روزی روزگاری خیاطی، مغازه ی خیاطی داشت. این خیاط دزد بود. وقتی مردم پارچه ای برای خیاطی می دادند این مرد با قیچی قسمتی را برای خود می برید و می دزدید.

شبی او خوابی دید. دید که یک سری پرچم هایی که در آن زمان فقط الم می گفتند با پارچه های مختلفی بالا ی سرش هست و او را دارند می برند. از یکی پرسید:

_مرا کجا می برید؟

_تو را داریم به دوزخ(جهنم) می بریم.

_چرا؟

_ چون تو دزدی.

_این الم ها چیستند؟

_اینها تمام پارچه هایی هستند که تو دزدیده ای.

ناگاه از خواب پرید. روز بعد به شاگردش قصه و خواب خود را تعریف کرد. بعد از تعریف به شاگرد گفت:

_از حال به بعد هر وقت دستم رفت برای دزدیدن تو بگو اوستا الم تا من یاد آن خواب بیایم و دست از این کار بکشم.

_چشم اوستا.

_خوبه.

از آن به بعد هر وقت خواست دزدی کند شاگرد با گفتن کلمه ی اوستا الم او را از دزدی باز می داشت.

اما. روزی پادشاه آمد و پارچه ای زرین و گوهرین به او برای دوختن داد. خیاط خواست دزدی کند.

شاگرد: اوستا الم.

_چی.

_اوستا الم.

شاگرد 3_4 بار گفت و خیاط داد زد:

_زهرمار اوستا الم. ساکت. این دیگه خیلی گران بهاست. 

[ دوشنبه 25 بهمن1389 ] [ 7:16 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]

داستانی آموزنده


روزی فرمانده ی لشگر امام علی(ع)، مالک اشتر، داشت دربازار قدم می زد. فردی نادان آمد و پوست موزی به صورت ایشان پرتاب کرد تا بقیه بخندند. مالک اشتر پوست موز را از صورت خود برداشت و ناراحت رفت.   

شخصی آمد و به آن نادان گفت:

_احمق تو می دانی او که بود؟

_هر که بود.

_هه هه. اون فرمانده ی لشگر [امام] علی [(ع)] هست. تو هیچ می دونی چی کار کردی ؟ بیچاره شدی.

آن مرد دست و پای خود را گم کردو فریاد زنان به خودش گفت:

_وای بر تو. الآن می رود با سپاه و شمشیرش من را می برد و شاید مرا بکشند.

سپس به جست و جویش افتاد تا از او معذرت بخواهد. مالک اشتر را در مسجد یافت و به پایش افتاد و عذر خواهی کرد:

_من را ببخشید اشتباه کردم نمی دانستم شما چه کسی هستید مرا افو کنید مرا نکشید.

_نه بلند شو. من اگر می خواستم تو را بکشم اینجا نبودم.

_یعنی چه؟

_من اینجا آمدم تا برای شما دعا کنم که خدا گناهت را ببخشد. من از تو گله ندارم خیلی وقت هست تو را بخشیده ام.


ما هیچ گاه  نباید دنبال انتقام باشیم. بلکه باید نادان را با عمل خود اصلاح کنیم. مالک اشتر یا این کارش هم خود را آسوده کرد و هم نادان را و درس بزرگی برای آن مرد داد.

در کتاب الهی نامه نوشته ی خواجه عبدالله انصاری گفته شده دعا را بهتر از سپاه دان.

پس این درس بزرگی ست، درس بزرگواری

[ پنجشنبه 21 بهمن1389 ] [ 6:22 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]

حضرت محمد(ص) می فرمایند:

خدا چهار چیز را در چهارچیز قرار داده.

1.برکت علم را در احترام به استاد

2.بقای ایمان را در تعظیم به خدا

3.لذت زندگی را در احترام به پدرو مادر

4.آزادی از جهنم را در کار نیک و از همه مهم تر آزار نکردن مردم



به نظر شما علم  بهتر است یا ثروت؟

ادامه ی مطلب پاسخ گوی این سؤال


ادامه مطلب
[ یکشنبه 17 بهمن1389 ] [ 7:44 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
مدت هاست که در سایتی به نام وربن و سورتله می رم. هر وقت چشمم به مطلب در فراق عباد می افته یه چیز ته گلوم گیر می کنه....

اینکه مشکلی سر راه است. مشکل. غمی سر راه است.غم.دردی پیش رو است.درد.

اینکه راهی پر پیچ و خم سرراه است. بسیار پر پیچ و خم. مشکل این است که چرا راه به روستایم را رها کرده اند.مگر ما چه گناهی کرده ایم؟ها؟نشنیدم. چه گناهی کرده ایم؟ چرا نباید یک راه آسفالت به روستایم وجود داشته باشد؟ چند نفر باید بخاطر این مشکل غربت بکشند؟ چند نفر باید نیمه جان بشوند؟ چند نفر باید از ترس، از ترس زجر، از ترس درد، راهی روستا نشوند؟از ترس اینکه مبادا در راه گیر کنند، پیاده بروند ،زجر بکشند تا به روستا برسندو...

واقعا راه جوری خراب است که مردم هراس دارند از راهی شدن به روستا. یا اینکه برخی جاها اینقدر جاده تنگ است که  کمتر از نیم متری از دره با ترس فراوان به راه خود ادامه می دهیم.

روزی ما داشتیم به روستا می رفتیم همه آیة الکرسی و قرآن می خواندیم. به جایی رسیدیم که کم کم جاده تنگ شد، آن هم خاکی. ماشین داشت به سمت راست دور می زد اما پیچ خیلی تند بود. زاویه اش را می گویم.ماشین یه کم جلو رفت و دنده عقب گرفت تا دو فرمانه پیچ را برود. ماشین دنده عقب می رفت، ما به عقب نگاه می کردیم. ناگاه به دره نزدیک شدیم. دختر عمه ام یک متر مانده بود تا خدای نکرده پرت شویم. گفت یا علی، یا ابوالفضل.فاصله ی بیست سانتی متری شد. من از ترس می خواستم فریاد بکشم. دختر عمه ام گفت: خداخداخداخدا... . ماشین در فاصله ی کمتر از ده الی پنج سانتی متری وایستاد و رفت جلو. لطف خدا بود.

درادامه ی مطلب



ادامه مطلب
[ جمعه 8 بهمن1389 ] [ 10:32 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
دوست داریدبدانید بندگان خاص خدا چه ویزگی هایی دارند که می گویند بنده ی خاص خدا؟

من هم همیشه این سؤال را داشتم. حالا از آیات آخر سوره ی فرقان خصوصیات را برایتان بازگو می کنم. پس بیایید بکوشیم..

اگر دوست دارید به پیش خدا سربلند بروید و او را ببینید بیایید بکوشیم. بکوشیم تا بنده ی خاص خدا باشیم.


پلی به سمت خدا که فقط بندگان خاص خدا می توانند از آن عبور کنند

پلی به سمت خدا که فقط بندگان خاص خدا می توانند ازآن عبور کنند


1.کسانی هستند که با آرامش راه می روند و هیچ تکبری ندارند

2.دارای حلم و بردباری زیادی اند(تحمل و حوصله)

3.شبانگاه برای پروردگارشان سجده و قیام می کنند

4.از مجازات و کیفر خدا خوف و ترس دارند

5.از هرگونه افراط و تفریط(زیاده روی)در کارها مخصوصا در مسِِِِِِِأله ی انفاق و بخشش دوری میکنند و حداعتدال را رعایت می کنند

6.از هرگونه شرک و دو گانه پرستی و چندگانه پرستی دوری می کنند

7.هرگز انسانی که خداوند خونش را حرام کرده نمی ریزند، مگر جز به حق(یعنی خدا دستور داده باشد)

8.دامان عفتشان هرگز آلوده نمی شود

9.هرگز به باطل شهادت نمی دهند(احترام و حفظ حقوق دیگران)

10.توجه خاصی به تربیت فرزندان و خانواده ی خویش می کنند.

[ دوشنبه 4 بهمن1389 ] [ 8:52 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
 
گفته بودم که خاطراتی از روستایم می نویسم

روزی می خواستیم بریم به روستامون. من و برادرم وحید با شوهر عمه و خانواده اش رفتیم. او یک ماشین جیپ داشت. ما تا نصف راه عالی آمدیم اما از آن به بعد...

برادر شوهر عمه ام نیز با ماشین و خانواده ی خود جلوی ما می رفتند. باید بگویم که اگر او نبود موفق به رسیدن به روستا نمی شدیم. تا روستای ما اگر از پشت کوه برویم4الی5 ساعت راه است اما ماشین باید خفن باشد. از داخل شهر ها و گیلان7الی9 ساعت راه است، بسته به اینه که چطوری بریم و راه های مختلفی داره.

بی خیال بریم سر خاطره. ماشین بیشتر از 7_8 بار گیر کرد و مجبور به هول دادن شدیم. گاهی هم جوری گیر می کرد که کار2نفر 3نفر نبود.ماشین با سرعت می رفت یک دفعه ماشین رفت روی گل و سر خورد و سر پیچ سمت چپ بود. شوهر عمه ام فرمان را به چپ کشید و باعث شد ماشین منحرف شه از مسیر جاده. 

خلاصه ماشین رو 2تا جرخ هاش وایستاد و نزدیک بود ماشین چپ کند.بنزین ماشین نیز داشت خالی میشد. برادر شوهر عمه ام آمد و با کمکش از آن بهران خلاص شدیم. اما 40 دقیقه ی بعد ماشین سر سربالایی گیر کرد . ما همه پیاده شدیم و باز برادر شوهرعمه ام آمد ماشین را هول داد و از گودال درآمد اما چون سربالایی بود اگر ترمز می کرد ماشین به عقب بر می گشت پس پارو گذاشت رو پدال ویک کیلومتری متری رفت و ما مجبور شدیم آن  سربالایی را پیاده برویم. 


به لطف خداوند ما بعد از5_6ساعت حرکت رسیدیم

[ چهارشنبه 29 دی1389 ] [ 5:52 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]

روستای شما کجاست؟ اصلا روستا دارید؟ روستای من اسمش سورتله است. اون زیبایی های بسیار بسیار زیادی دارد اما مشکل نیز به همون اندازه دارد.

 روستای سورتله

اینجا سورتله است

این تصویر ازسایت وربن وسورتله(سلیمی)میباشد

روستای من اینقدر زیبا و سرسبز است که دوست نداری آنجا را هیچ وقت ترک کنی بیماری با آن هوای پاک، با آن سرسبزی و ... راهی ندارد. ما آنجا همه به هم نزدیک هستیم یعنی مثل اون روستاهای بزرگ نیست. همین کوچکیش، همین نزدیک بودن همه و همه مردم را جذب می کند.

نظرگاه زیبا ازسورتله

اینهم یک منظره بسیار زیبا از سورتله

این تصویرازسایت وربن وسورتله (سلیمی)گرفته شده است

 ما آنجا مخصوصا تابستان ها و عید ها شوروشوق بسیاری داریم. اما امروزه این شوروشوق کم رنگ شده بخاطر مشکلات راهی اش. آیا فقط می گوییم مشکلات راهی؟ بله فقط مشکلات راهی. بخاطر بد بودن و خاکی بودن جاده ها مردم جرءت نمی کنند راهی آنجا شود. اما به هر حال روستای خود را ترک نمیکنند.من هم خاطراتی از بد بودن جاده ها دارم که برایتان بازگو می کنم. به نظر من روستایم فقط همین مشکل را دارد.

نمای زیبائی ازروستای سورتله

روستای سورتله ازمالم خانی اینگونه دیده میشود

این تصویر ازسایت وربن وسورتله (سلیمی)به امانت گرفته شده

از این بحث برویم بیرون. زمستان امسال روستایتان چقدر برف آمد؟ روستای من منطقه ی ییلاقی است. هوا بسیار سرد است. شاید باورتان نشود و قطعا باورتان نمی شود تا به چشم نبینید اما آنجا همین زمستان الآن یعنی سال 89 تا سینه برف آمده. تا سینه ی یک فرد160 تا 170 سانتی متری. خیلی زیاده. اما بازم به پای عید پارسال نمی رسد. پارسال عید که شد چون زمستان سال پیشش برف نیامده بود هوا جبران کرد. تا گردن یک فردحداقل165 تا 175 سانتی متری برف آمد. من عکسی را نیز از پسر عمو ی پدرم دیدم که تا 2تا3 سانتی متری پایین گردنش برف آمده بود اما حیف در کامپیوترم نیست به شما نشان دهم.

 

زمستان روستای سورتله

 این هم نمای برفی روستای سورتله

این تصویر از سایت وربن وسورتله (سلیمی)گرفته شده است

به زودی برایتان کلی عکس از روستایم می گذارم. اما شما می توانید در لینک باکس چندتا ببینید. روستاهای زیاد دیگری اطراف روستایم است که می توانید برای اطلاعات بیشتر به سایت وربن وسورتلهرجوع کنید که در پیوندهای وبلاگم هست. اونجا کلی عکس هم می توانید ببینید.

.............امیدوارم روزی برسد که مشکل راهی روستایم نیز حل شود..............

[ سه شنبه 28 دی1389 ] [ 9:9 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]

از امام صادق(ع) روایت شده که دو نفر نزد پیامبر اسلام رفتند و گفتند: ما می خواهیم برای امر تجارت به شام برویم چیزی به ما تعلیم بده که در هنگام مواجه شدن با دشمن و راهزنان آن را بگوییم.

پیامبر اسلام فرمودند: هنگامی که جایی فرود آمدید و نماز عشاء را بجای آوردید و پس از آن هر یک از شما خواست برای استراحت نزد اسباب خود بخوابد ابتدا تسبیح حضرت فاطمه را به جای آورد و سپس آیة الکرسی را بخواند که شما و اموالتان را خدا محفوظ نگه می دارد.

آیت الکرسی

 

ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه 26 دی1389 ] [ 10:18 قبل از ظهر ] [ محمد جواد ]
 1.صدقه ی زیاد

2.دعای بسیار

3.اطاعت و احترام پدر و مادر

4.نماز شب

5.استغفار پیش از طلوع فجر

6.مواظبت برنامه های شبانه روزی

7.نماز جماعت

8.دعا به مؤمن

9.قرآن خواندن زیاد

10.یاد خدا در نهان و عیان

11.صلوات فرستادن زیاد
 
[ سه شنبه 21 دی1389 ] [ 4:16 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
هدف از آیة الکرسی
هدف اساسی و مقصد اصلی آیة الکرسی این است که مردم از جهت عبادت موحّد گردند، جز خدای یگانه را نپرستند و در مقابل هیچ موجودی سربلندگی و ذلّت فرود نیاورند.
این آیه می خواهد معبود واقعی، یعنی ذات اقدس الهی را که شایسته ی پرستش است به مردم معرفی کند و در ضمیر آنان روح یکتاپرستی ایجاد نماید و از شرک و بندگی های باطل و ناروا آزادشان کند.

این که می گوییم این آیه می خواهد..... برای این است که آیة الکرسی سوره نیست و فقط یک آیه است.شاید تا به حال فکر می کردید که یک سوره است از 3آیه تشکیل شده.ولی نه در اصل آیة الکرسی یک آیه است یعنی تا آنجایی که می گوید <وهو العلی العظیم>.آن دو آیه ی بعدی روایت شده که اگر خوانده شود بهتر است.

ادامه ی مطلب رو از دست ندید

ما باید آیة الکرسی و فواید آن را باور داشته باشیم از ته دل. ما باید بار های مثبت به کاینات بفرستیم نه منفی. نه اینکه آیة الکرسی را بخوانی اما همش بارهای منفی بفرستیم و منفی فکر کنیم. نباید بگوییم : ااااه . خدا این همه آیة الکرسی خواندم پس چرا فلان دردم خوب نشد. پس ان همه درباره ی آیة الکرسی هست دروغه.
ما باید باور و اعتماد به نفس داشته باشیم و مثبت اندیش باشیم.

ادامه مطلب
[ پنجشنبه 16 دی1389 ] [ 8:58 قبل از ظهر ] [ محمد جواد ]
مردی مغازه ای داشت.او هر روز که رهسپار مغازه اش می شد آیة الکرسی را می خواند و شب که بازمی گشت،همچنین.

شبی او فراموش کرد آیة الکرسی بخواند و در مغازه اش را بست رفت خانه. نیمه شب ساعت 1الی2 از خواب پرید و یادش آمد که یادش رفت آیة الکرسی بخواند. همان دقیقه آیة الکرسی را خواند و خوابید. صبح که رهسپار مغازه شد و وقتی به مغازه رسید دید پلیس ها جلوی مغازه اش جمع شده اند و مردی را از آنجا می برند.

رفت ماجرا را از پلیس پرسید و پلیس جواب داد این شخص به قصد دزدی در مغازه ی شما آمده بود ما هم داشتیم رد می شدیم که این فرد را در مغازه دیدیم در مغازه بسته بود، اما داخل مغازه خیلی در هم بود.خلاصه فهمیدیم دزده قفل مغازه رو شکستیم و گرفتیمش.

صاحب مغازه رفت از دزد پرسید که تو چه طوری رفتی داخل در حالی که پلیسا وقتی تو مغازه دیدنت در بسته بود؟

دزد گفت:وقتی آمدم در، قفل نشده بود و من آمدم داخل بعد از چند دقیقه یک دفعه در بسته شد. کرکره ها آمد پایین و در قفل شد.من رفتم نگاه کردم اما هیچ کس نبود. ساعت رو نگاه کردم .ساعت 1الی2 نیمه شب بود.

[ چهارشنبه 15 دی1389 ] [ 11:56 قبل از ظهر ] [ محمد جواد ]
توکل در امور

راستی در گفتار

خدمت به مردم

سرعت و جلوبودن در کارخیر

تقدّم برسلام

ادب در کلام

پرهیزاز انتقام

نوازش بر یتیمان

عطادرمقام

کمک رسانی بر مظلوم و نیازمند

درادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه 12 دی1389 ] [ 3:37 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]


انسان فقط نباید علم و درس بیاموزد بلکه از لحاظ بدنی و ورزشی نیز باید آماده باشد

در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه 6 دی1389 ] [ 7:2 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]


     این مشکلات با مشکلات بلوغ فرق داردومهمتریندوره ای است که....


درادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ یکشنبه 5 دی1389 ] [ 6:57 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]



این داستان واقعی است

درادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 2 دی1389 ] [ 1:18 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
 می دانید که قوم حضرت عیسی به او می گفتند خدایت را به ما نشان بده 


                                                     درادامه ی مطلب


ادامه مطلب
[ دوشنبه 29 آذر1389 ] [ 7:9 بعد از ظهر ] [ محمد جواد ]
درباره وبلاگ

آدرس وبلاگم که فقط مختص روستایم است: witting2.mihanblog.com

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
موضوعات و معیار های این وبلاگ پراکنده است یعنی موضوعات و مطالبش در مورد یک چیزخاص نیست .من تلاش میکنم تا مطالبی را گرد آوری کنم ودر وبلاگ قراردهم که ضمن جلب نظر شماوقت شمارانیز بیهوده تلف نکنم.من در ابتدای راهی هستم که میدانم سختی ها ومسئولیت بسیاری را به همراه دارد.من ادعای هیچ چیزی را ندارم .آمده ام تا بیاموزم.تا یاد بگیرم. تا از تجربیات خوانندگان این صفحه استفاده کنم.ازشما تقاضادارم که بانظرات سازنده خود مرا در راه هدفی که در پیش دارم یاری کنید. لطفا نظرهاتون رو حتما بدید.من نهایت سعیم را می کنم تا وبلاگم درراستای بهتر شدن هر روزه گام بردارد.
لینک های مفید
امکانات وب

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ